مي کند , ضمير ناخودآگاه هم به همراه او است . گاه اتفاق مي افتد که بنا به بعضي دلائل خاص روحي , ضمير آگاه نيز همراه آن مي شود و اين موقعي است که فرد قسمت هائي از آنچه را که روح و ضمير ناخودآگاه ديده اند را مي بيند و آن مطالب و رويا ها بياد فرد مي ماند . اگر شخصي را به مدت چند روز از خوابيدن منع نمائيد , به طوري که روح نتواند براي کسب انرژي و تقويت سيالات حياتي به عوالم روحي سفر کند , کمکم فرد دچار حالت عصبي مي شود و ادامه اين کار موجب نوعي جنون خفيف يا ديوانگي مي گردد و اگر اين عمل ادامه يابد , بي خوابي موجب مرگ او خواهد شد.
اگر روح بتواند در محل کسب انرژي حياتي به اندازه کافي توقف نمايد و انرژي لازم را کسب نمايد , حالت شخص طبيعي خواهد بود . در غير اينصورت , به نسبتي که انرژي کمتري کسب کرده است , درجه بيماري عصبي و جنون شخص , بيشتر خواهد شد و سپس حالت عصيانگري به فرد دست مي دهد که روح به علت فشارهاي زياد , تعدادي از ريسمان هاي نقره اي را از جسم مادي جدا مي کند و گاه حالت ناراحتي هاي روحي وي به جايي مي رسد که تمام ريسمان ها را قطع مي نمايد و در اين موقع مرگ در اثر بي خوابي حادث مي شود.
زماني که ريسمان هاي نقره اي از جسم جدا مي شوند , روح قادر است به قسمت هاي بالاتري از عالم اثير روحي , جهت کسب انرژي صعود کند و در اين موقع هرچه روح از جسم فاصله بيشتري بگيرد , به همان نسبت هم حالت جنون بيشتري به شخص دست مي دهد که در نهايت کار به مرگ منتهي مي شود.
بي حسي ذهني يا فراموش کردن برخي از مطالبي که در بعضي مواقع مورد احتياج شخص مي باشند و آن فرد نمي تواند مطلب را به ياد آورد و ما آن را به ضعف حافظه تعبير مي کنيم , يکي ديگر از نارسائي هاي ذهني اشخاص است که با بکار گرفتن روش هاي تلقين و نفوذ در ضمير ناخودآگاه , مانند خود صحبتي و ... , به مرور از بين مي رود . البته با بکار بردن جملات مثبت تلقيني , در کوتاه مدتي , قدرت حافظه از دست داده خود را
باز خواهيد يافت.
ahmad saffar benis