توسط احمدصفاربنیس.
| سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ | 11:19
فراروانشناسی یا پاراسایکولوژی شاخهای از روانشناسی ست که به مطالعهٔ پدیدههای روانشناختی به ظاهر ماوراء طبیعه میپردازد.
پدیدههایی که مطالعه میشوند عبارتاند از ادراک فراحسی (extra-sensory perception)، جنبش فراروانی (psychokinesis) و بقای خودآگاهی پس از مرگ. در زبان ِ فراروانشناسان به این پدیدهها، اصطلاحاً PSI گفته میشود. یک اصطلاح بی طرفانه که هیچ چیز مثبت یا منفی در مورد علت این پدیدهها یا تجربهها نمیگوید. تحقیقات ِ فراروانشناسان رو شهای مختلفی بهره میبردند. از جملهٔ این روشها میتوان به تحقیقات آزمایشگاهی و تحقیقات ِ صحرایی اشاره کرد. این تحقیقات در آزمایشگاههای تعدادی از دانشگاهها و بنیادهای خصوصی در سطح جهان انجام میشود. همچنین نتایج این تحقیقات معمولاً ً در نشریات ویژهای نظیر نشریهٔ فراروانشناسی (journal of parapsychology) و نشریهٔ فراروانشناسی اروپا منعکس میشود. مقالههای تحقیقاتی فراروانشناسی نیز غالباً در نشریههای «مجلهٔ روانشناختی» (psychological Bulletin)، بنیادهای فیزیک (Foundation of Pyysics) و نشریهٔ روانشناسی بریتانیا ارائه میشود. آزمایشهایی که معمولاً ً توسط فراروانشناسان انجام میشود عبارتاند از:
شماره انداز عدد تصادفی (random number generator) به منظور بررسی مدارک روان جنبشی،
محرومیت حسی از طریق ِ آزمایشهای گانزفلد جهت تست ادراک فراحسی
تحقیقاتی که تحت قرارداد با دولت ایالاتِ متحده برای بررسی امکان مشاهده از راه دور (remote viewing) صورت میگیرد.
فراروانشناسان بر مبنای این تحقیقات تعدادی مطالعات فراتحلیلی (meta-analytical) انجام دادهاند. در مطالعات فراتحلیلی، دادههای بدست آمده از آزمایشهای پراکنده، در یک مجموعه دادهٔ بزرگ با یکدیگر ترکیب میشوند. تعدادی از این تحلیلهای آماری در صفحاتی از نشریات اصلی ارائه شده و در زمان خود بحثها و جنجالهایی به راه انداختند. فراروانشناسی یک علم حاشیهای محسوب میشود(fringe science) میباشد، چرا که شامل تحقیقاتی میباشد که در مناسب مدلهای نظری استاندارد (standard theoretical models) قابل قبول برای جریان اصلی علم (mainstream science) نمیباشد. دانشمندانی نظیر ری هایمن (Ray Hyman) و جیمز الکوک در صدر منتقدان فراروانشناسی هم از لحاظ روش شناحتی فراروانشناسان و هم از لحاظ نتایج بدست آمده توسط فراروانشناسان قرار دارند. همچنین بسیاری از دانشمندان صاحب نام نیز که به محققان شکاک معروفند نشان دادهاند که نقصهای روش شناختی بسیار بهتر از توضیحهای ناهنجار پیشنهاد شده توسط فراروانشناسان میتواند دلیل بدست آمدن آندسته از نتایج به ظاهر موفقیت آمیز فراروانشناسان را توضیح دهد. همچنین برخی منتقدان عنوان کردهاند که فراروانشناسی از خط علم به سمت شبه علم (pseudosienc)متمایل شدهاست. تا این زمان، هنوز هیچ مدرکی که وجود پدیدههایی ماوراء الطبیعه را اثبات کند توسط بنیادهای معتبر علمی (scientific community) پذیرفته نشدهاست.
واژهٔ فراروانشناسی قبل از ۱۸۸۹ توسط روانشناسی به نام ِ ماکس دسویر ) ( Max Dessoirایجاد شده بود . به این حال جی . بی. رینه ( J.B. Rhine ) در دههٔ ۱۹۳۰ این واژه را به منظور نشان دادن تغییر چشمگیر و اساسی به سمت روشهای آزمایشگاهی در مطالعهٔ پدیدههای روحی - روانی جایگزین واژهٔ تحقیقات روحی- روانی نمود .
تاریخچه:
جامعهٔ تحقیقات ِ روحی - روانی (SPR) در ۱۸۸۲ در لندن تأسیس شد . شکل گیری SPR اولین تلاش سیستماتیک و نظام مند برای سازمان دهی دانشمندان و محققان برای یک تحقیق منسجم و انتقادی از پدیدهای ماوراء الطبیعه بود. اولین اعضای SPR عبارت بودند از فیلسوفها، محققان، دانشمندان، معلمان و ساستمدارانی نظیر هنری سیدویک (Henry Sidgwick)، آرتور بالفور (Arthur Balfour)، ویلیام کروکس و چارلز ریچت. (Charles Richet)
SPR موضوعهای مورد مطالعه را به چندین قسمت طبقه بندی کرد: تله پاتی، هیپنوتیزم، پدیدهٔ ریچنباخ (Reichenbach`s phenomena)، ظهور روح (apparitions)، رفت و آمد ارواح (haunts) و جنبههای فیزیکی از روح گرایی نظیر واژگون شدن میز؟ (table – tilting) و یا ظاهر شدن چیزی از یک منبع ناشناخته یا به عبارت دیگر تجسد (مادی سازی) ( materalization ).
یکی از نخستین تلاشهای مشترک SPR سر شماری و طبقه بندی توهمها بود که در این راستا تحقیقاتی در زمینهٔ روح و توهم در افراد عاقل صورت دادند . این طبقه بندی اولین تلاش این انجمن در راستای ارزیابی آماری پدیدههای ماوراء الطبیعه بود . نتایج این تحقیقات که در کتاب « توهمهای زندگی » در سال ۱۸۸۶ منتشر شد همچنان به عنوان یکی از مقالههای قابل توجه در فراروانشناسی محسوب میشود. پس از آن SPR مدلی شد که انجمنهای مشابهی در کشورهای دیگر اروپا و آمریکا در اواخر قرن ۱۹ نیز به آن پرداختند . این انجمنها تا حد زیادی توسط روانشناس معروف ویلیام جیمز پشتیبانی شد و به این تریتب انجمن آمریکایی تحقیقات فیزیکی (American Society for Psychical) یا ASPR در ۱۸۸۵ در شهر نیویورک تأسیس شد. امروزه، SPR و ASPR همچنان به تحقیقات خود بر روی پدیدههای PSI ادامه میدهند . هدف SPR که در تمامی نشریهها بارها توضیح داده شدهاست عبارت است از: بررسی علمی، بدون پیش فرض و عاری از هر گونه تعصب آندسته از تواناییهای فکر بشر – واقعی یا فرضی – که در فرضیههای عموماً ً شناخته شدهٔ حال حاضرغیر قابل توضیح به نظر میرسد .
تحقیقات روحی - روانی اولیه :
جامعهٔ تحقیقات ِ روحی - روانی (SPR) در ۱۸۸۲ در لندن تأسیس شد . شکل گیری SPR اولین تلاش سیستماتیک و نظام مند برای سازمان دهی دانشمندان و محققان برای یک تحقیق منسجم و انتقادی از پدیدهای ماوراء الطبیعه بود. اولین اعضای SPR عبارت بودند از فیلسوفها، محققان، دانشمندان، معلمان و ساستمدارانی نظیر هنری سیدویک (Henry Sidgwick)، آرتور بالفور (Arthur Balfour)، ویلیام کروکس و چارلز ریچت. (Charles Richet)
SPR موضوعهای مورد مطالعه را به چندین قسمت طبقه بندی کرد: تله پاتی، هیپنوتیزم، پدیدهٔ ریچنباخ (Reichenbach`s phenomena)، ظهور روح (apparitions)، رفت و آمد ارواح (haunts) و جنبههای فیزیکی از روح گرایی نظیر واژگون شدن میز؟ (table – tilting) و یا ظاهر شدن چیزی از یک منبع ناشناخته یا به عبارت دیگر تجسد (مادی سازی) ( materalization ).
یکی از نخستین تلاشهای مشترک SPR سر شماری و طبقه بندی توهمها بود که در این راستا تحقیقاتی در زمینهٔ روح و توهم در افراد عاقل صورت دادند . این طبقه بندی اولین تلاش این انجمن در راستای ارزیابی آماری پدیدههای ماوراء الطبیعه بود . نتایج این تحقیقات که در کتاب « توهمهای زندگی » در سال ۱۸۸۶ منتشر شد همچنان به عنوان یکی از مقالههای قابل توجه در فراروانشناسی محسوب میشود. پس از آن SPR مدلی شد که انجمنهای مشابهی در کشورهای دیگر اروپا و آمریکا در اواخر قرن ۱۹ نیز به آن پرداختند . این انجمنها تا حد زیادی توسط روانشناس معروف ویلیام جیمز پشتیبانی شد و به این تریتب انجمن آمریکایی تحقیقات فیزیکی (American Society for Psychical) یا ASPR در ۱۸۸۵ در شهر نیویورک تأسیس شد. امروزه، SPR و ASPR همچنان به تحقیقات خود بر روی پدیدههای PSI ادامه میدهند . هدف SPR که در تمامی نشریهها بارها توضیح داده شدهاست عبارت است از: بررسی علمی، بدون پیش فرض و عاری از هر گونه تعصب آندسته از تواناییهای فکر بشر – واقعی یا فرضی – که در فرضیههای عموماً ً شناخته شدهٔ حال حاضرغیر قابل توضیح به نظر میرسد .
دوره راین :
در ۱۹۱۱ دانشگاه استنفورد به عنوان اولین نهاد علمی درآمریکا به منظور مطالعهٔ پدیدههای ادراک فراحسی (ESP) و روان–جنبشی (PK) در محیط آزمایشگاهی آغاز به کار کرد . رهبری این تحقیقات به عهدهٔ روانشناسی به نام ِ ژان ادگار کوور ( John Edgar Coover ) گذاشته شد. در ۱۹۳۰ دانشگاه دوک دومین موسسهٔ بزرگ آموزش آمریکا را برای مطالعات انتقادی ESP و PK در شرایط ِ آزمایشگاهی تأسیس کرد . رهبری این تحقیقات بر عهدهٔ ویلیام مک دوگال روانشناس معروف ) William McDougall ( و مشارکت دیگر اعضای دپارتمان از جمله روانشناسانی چون کارل زنر )Karl Zener )، ژوزف بی. راین Joseph B. Rhine و لوسیا ای . راین Louisa E. Rhine گذاشته شد . آزمایشات ESP بر روی محصلان دانشگاهی داوطلب آغاز شد . در مقابل رویکردهای تحقیقات روحی – روانی که اصولاً در جستجوی مدارک کیفی برای پدیدههای ماوراء الطبیعه بود، آزمایشها در دانشگاه دوک به شیوهٔ کمی – آماری و با استفاده از کارت وتاس و این قبیل چیزها صورت گرفت . به دنبال آزمایشهای ESP در دانشگاه دوک، روشهای آزمایشگاهی استاندارد برای بررسی ESP توسعه یافته و محققان زیادی از سرتاسر جهان از آن استقبال کردند. انتشار کتاب جی .بی .راین تحت عنوان « مرزهای جدید ذهن » در سال ۱۹۳۷ افکار عمومی را با یافتههای آزمایشگاهی آشنا کرد.
راین در کتابش واژهٔ فراروانشناسی را که ماکس دسویر ۴۰ سال پیش ابداع کرده بود برای توصیف تحقیقات انجام شده در دانشگاه دوک بکار برد و این وازه جا افتاد . راین همچنین آزمایشگاه ِ خودگردان فراروانشناسی را در داخل دانشگاه دوک بنا نهاد و همراه با مک دوگال نشریهٔ فراروانشناسی را ارائه کردند.
آزمایشهای فراروانشناسی در دیوک باعث به وجود آمدن انتقادهای فراوانی توسط روانشناسان علمی گردید . این روانشناسان مفاهیم و مدارک ESP را به چالش کشیدند . راین و همکارانش تلاش کردند تا به این انتقادها از طریق طراحی آزمایشها، مقالهها و کتبهای پاسخ دهند . آنها تمامی پاسخ هایشان را در کتاب «ادراک فراحسی پس از ۶۰ سال» جمع آوری کردند .پس از گذشت چند سال مدیریت انجمن دوک در زمینهٔ فراروانشناسی ضعیف شد و پس از بازنشستگی راین در ۱۹۶۵ پیوند فراروانشناختی با دانشگاه از هم گسست. راین پس از چندی بنیاد تحقیقات ماهیت بشر (FRNM) و موسسهٔ فراروانشناسی را به عنوان جانشین آزمایشگاه دوک تأسیس کرد . در ۱۹۹۵ به مناسبت صدمین سالگرد تولد راین ، FRNM به مرکز تحقیقات راین تغییر نام یافت . هم اکنون مرکز تحقیقاتی راین یک واحد تحقیقات ِ فراروانشناسی بوده که با هدف « کمک به تقویت وضعیت بشر از طریق ایجاد فهم علمی از آندسته تواناییها و حساسیتهایی که به ظاهر فرارت از محدودیتهای فضایی و زمانی معمول میباشند »، به کار خود ادامه میدهد .
تأسیس انجمن فراروانشناسی :
انجمن فراروانشناسی ( PA ) در دورهام، کارولینای شمالی در ۱۹ ژوئن ۱۹۵۷ تأسیس شد . ترکیب و ساختار آن توسط جی . بی . راین بر مبنای یک کارگاه فراروانشناسی که در آزمایشگاه سابق فراروانشناسی دانشگاه دوک بنا شده بود پیشنهاد شد . راین پیشنهاد کرد که گروه خود را به شکل یک هسته تحت عنوان یک جامعهٔ بین المللی - تخصصی فراروانشناسی در آورد . هدف سازمان همانطور که در متن اساس نامهٔ آن آمدهاست چنین اعلام شد : « پیشرفت فراروانشناسی به عنوان یک علم، جهت گسترش دانش این رشته و کامل کردن یافتههای دیگر شاخههای علم . » انجمن فراروانشناسی در سال ۱۹۶۹ تحت رهبری انسان شناس معروف مارگارت مید ) Margaret Mead (، قدمهای بلندی در راستای پیشرفت رشتهٔ فراروانشناسی برداشت . اوج این تحقیقات هنگامی بود که انجمن آمریکایی پیشرفت علم ( AAAS ) یعنی بزرگترین جامعهٔ علمی در جهان به همکاری با PA پرداخت .با این حال در ۱۹۷۹ فیزیکدانی به نام جان ویلر عنوان کرد که فراروانشناسی چیزی به جز یک شبه علم نبوده و AAAS بایستی در پذیرفتن PA و همکاری با این انجمن بازنگری کند . با این حال تلاشهای او برای حذف وابستگی این رشته با AAAS بی ثمر ماند. هم اکنون ، PA از حدود ۳۰۰ عضو از سراسر جهان تشکیل شدهاست که از AAAS حمایت میکنند. سالانه AAAS همایشی برگزار میکند که در آن فراروانشناسان میتوانند تحقیقات خود را در معرض دید دانشمندان رشتههای دیگر گذاشته و فعالیتهای فراروانشناسی را تحت نفوذ سیاستهای علمی AAAS ادامه دهند .
دههٔ افزایش تحقیقات ( دههٔ ۱۹۷۰ ) :
وابستگی انجمن روانشناسی ( PA ) به انجمن آمریکایی پیشرفت علم ( AAAS )، همراه با مطرح شدن عمومی پدیدههای روحی- روانی و اسرار آمیز در دههٔ ۱۹۷۰ منجر به افزایش تحقیقات فراروانشناسی طی این دوره شد .در همین راستا سازمانهای برجستهٔ دیگری نیز شکل گرفتند . سازمانهایی نظیر موسسهٔ فراروانشناسی و پزشکی ( ۱۹۷۰ )، موسسهٔ فراعلم ( ۱۹۷۱ )، موسسهٔ تحقیقات دین و روح، موسسهٔ علوم ادراکی – معرفتی، انجمن بینالمللی تحقیقات کیرلیان ( ۱۹۷۵ )، و آزمیشگاه تحقیقاتی بررسی فنی پدیدههای نامتعارف پرینستون ( ۱۹۷۹ ) . همچنین در همین زمان تحقیقات فراروانشناختی در موسسهٔ تحقیقاتی استانفورد ( SRI ) نیز صورت میگرفت . در مجموع قلمروی فراروانشناسی در این سالها گسترش یافت . در همین سالها بود که روانپزشکی به نام یان استیونسن ) Ian Stevenson ( بخش زیادی از تحقیقات جنجال برانگیز خودش را در زمینهٔ تناسخ انجام داد . روانشناسی به نام تلما موس ) Thelma Moss ( مشغول مطالعهٔ عکس برداری کریلیان )Kirlian photography ( در آزمایشگاه فراروانشناسی UCLA شد . نفوذ معلمان روحانی از آسیا و ادعای آنها مبنی بر ایجاد ِ تواناییهای خاص از طریق مدیتیشن ( تفکر، عبادت ) باعث شد تا تحقیقاتی بر حالتهای تغییر یافتهٔ هوشیاری صورت بگیرد . فیزیکدانی به نام راسل تارگ در ۱۹۷۴ اصطلاح مشاهده از راه دور را برای استفاده در برخی از کارهایش در SRI ابداع کرد. طی این دوره، توجه آکادمیهای بیرون از فراروانشناسی نیز به این موضع جلب شد . در ۱۹۷۹ طی آماری که از ۱۱۰۰ پروفسور دانشگاهی انجام شد معلوم شد که در آمریکا تنها ۲ ٪ از روانشناسان ادراک فراحسی را غیرممکن میدانستند. شمار بسیار بیشتری ( ۳۴ ٪ ) اظهار کردند که ESP را به عنوان یک واقعیت اثبات شده و یا ممکن قبول دارند . این درصد حتی در برخی مناطق بالاتر بود . ۵۵ ٪ دانشمندان علوم طبیعی ، ۶۶ ٪ دانشمندان علوم اجتماعی ( به استثنای روانشناسان )، و ۷۷ ٪ آکادمیهای هنر و علوم انسانی و آموزشی عقیده داشتند که تحقیقات ESP ارزش بررسی دارند .
موج تحقیقات ماوراء الطبیعه طی دهه ی ۱۹۷۰ادامه یافت و به دههٔ ۱۹۸۰ کشیده شد . در انتهای دههٔ ۱۹۸۰، انجمن فراروانشناسان گزارش داد که در بیشتر از ۳۰ کشور جهان اعضای مشغول به کار دارد . علاوه براین، تحقیقاتی جدا از PA در اروپای شرقی و شوروی سابق صورت گرفت .
فراروانشناسی در حال حاضر :
از دههٔ ۱۹۷۰، تحقیقات ِ فراروانشناسی معاصر در آمریکا به طور قابل توجهی کاهش یافت. تحقیقات اولیه پس از بررسی مجدد بی دقت و بدون نتیجه در نظر گرفته شد و فراروانشناسان با مخالفت شدید همکاران آموزشی شان مواجه شدند. برخی اثرات نظیر عکس برداری کیرلیان که ماورا طبیعه و نامتعارف پنداشته میشد، تحت شرایط کنترل شدهٔ دقیق تر لو رفت و عمر نظریه شان به پایان رسید . همچنین بسیاری از آزمایشگاههای دانشگاهی در آمریکا بسته شد. دلیل این مساله، فقدان استانداردهای لازم برای پذیرش توسط جریان کلی علم عنوان شد. در نتیجه فراروانشناسی به موسسههای خصوصی با منابع خصوصی محدود شد. پس از ۲۸ سال تحقیق، آزمایشگاه تحقیقات بررسی فنی پدیدههای نامتعارف پرینستون در سال ۲۰۰۷ به تحقیقات خود پایان داده و اعلام بازنشستگی کرد. با این حال دو دانشگاه در آمریکا همچنان جان سختی میکنند و دارای آزمایشگاههایی برای فراروانشناسی هستند . آنها تحقیقات را بین خود بدین شکل تقسیم کردهاند که حوزه روانپزشکی – پزشکی دانشگاه ویرجینیا به مطالعهٔ امکان بقای خودآگاهی پس از مرگ میپردازد، و آزمایشگاه وریتاس دانشگاه آریزونا تحقیقات ِ آزمایشگاهی واسطهها ( میانجیها ) را هدایت میکند .همچنین چندین موسسهٔ خصوصی، از جمله موسسهٔ علوم ادراکی – معرفتی، به ترویج تحقیقات فراروانشناختی میپردازند.
در اروپا نیز بریتانیا با تأسیس آزمایشگاههای خصوصی در دانشگاه ادینبرا، نورت هامپتون و لیورپول مطالعات فراروانشناسی را دنبال میکند . تحقیقات فراروانشناختی همچنین توسط دیگر شاخههای فرعی روانشناسی نیز دنبال میشود. این شاخهها عبارت ست از روانشناسی انتقال شخصیتی (transpersonal psychology) که جنبههای به اصطلاح متعالی یا روحانی ذهن بشر را مطالعه میکند و روانشناسی غیرمتعارف که به بررسی باورهای نامتعارف و ماورا الطبیعه و تجربیات ذهنی غیر عادی در قالب روشهای روانشناسی سنتی میپردازد .
این عکس هم که برای این پست پیوست شده :
آزمایشات اولیه فراروانشناسی در سالهای اولیهٔ خود از کارتهای زندر استفاده میکردند که سعی در آزمودن تواناییهای ارتباط تلپاتی داشتند.
پدیدههایی که مطالعه میشوند عبارتاند از ادراک فراحسی (extra-sensory perception)، جنبش فراروانی (psychokinesis) و بقای خودآگاهی پس از مرگ. در زبان ِ فراروانشناسان به این پدیدهها، اصطلاحاً PSI گفته میشود. یک اصطلاح بی طرفانه که هیچ چیز مثبت یا منفی در مورد علت این پدیدهها یا تجربهها نمیگوید. تحقیقات ِ فراروانشناسان رو شهای مختلفی بهره میبردند. از جملهٔ این روشها میتوان به تحقیقات آزمایشگاهی و تحقیقات ِ صحرایی اشاره کرد. این تحقیقات در آزمایشگاههای تعدادی از دانشگاهها و بنیادهای خصوصی در سطح جهان انجام میشود. همچنین نتایج این تحقیقات معمولاً ً در نشریات ویژهای نظیر نشریهٔ فراروانشناسی (journal of parapsychology) و نشریهٔ فراروانشناسی اروپا منعکس میشود. مقالههای تحقیقاتی فراروانشناسی نیز غالباً در نشریههای «مجلهٔ روانشناختی» (psychological Bulletin)، بنیادهای فیزیک (Foundation of Pyysics) و نشریهٔ روانشناسی بریتانیا ارائه میشود. آزمایشهایی که معمولاً ً توسط فراروانشناسان انجام میشود عبارتاند از:
شماره انداز عدد تصادفی (random number generator) به منظور بررسی مدارک روان جنبشی،
محرومیت حسی از طریق ِ آزمایشهای گانزفلد جهت تست ادراک فراحسی
تحقیقاتی که تحت قرارداد با دولت ایالاتِ متحده برای بررسی امکان مشاهده از راه دور (remote viewing) صورت میگیرد.
فراروانشناسان بر مبنای این تحقیقات تعدادی مطالعات فراتحلیلی (meta-analytical) انجام دادهاند. در مطالعات فراتحلیلی، دادههای بدست آمده از آزمایشهای پراکنده، در یک مجموعه دادهٔ بزرگ با یکدیگر ترکیب میشوند. تعدادی از این تحلیلهای آماری در صفحاتی از نشریات اصلی ارائه شده و در زمان خود بحثها و جنجالهایی به راه انداختند. فراروانشناسی یک علم حاشیهای محسوب میشود(fringe science) میباشد، چرا که شامل تحقیقاتی میباشد که در مناسب مدلهای نظری استاندارد (standard theoretical models) قابل قبول برای جریان اصلی علم (mainstream science) نمیباشد. دانشمندانی نظیر ری هایمن (Ray Hyman) و جیمز الکوک در صدر منتقدان فراروانشناسی هم از لحاظ روش شناحتی فراروانشناسان و هم از لحاظ نتایج بدست آمده توسط فراروانشناسان قرار دارند. همچنین بسیاری از دانشمندان صاحب نام نیز که به محققان شکاک معروفند نشان دادهاند که نقصهای روش شناختی بسیار بهتر از توضیحهای ناهنجار پیشنهاد شده توسط فراروانشناسان میتواند دلیل بدست آمدن آندسته از نتایج به ظاهر موفقیت آمیز فراروانشناسان را توضیح دهد. همچنین برخی منتقدان عنوان کردهاند که فراروانشناسی از خط علم به سمت شبه علم (pseudosienc)متمایل شدهاست. تا این زمان، هنوز هیچ مدرکی که وجود پدیدههایی ماوراء الطبیعه را اثبات کند توسط بنیادهای معتبر علمی (scientific community) پذیرفته نشدهاست.
واژهٔ فراروانشناسی قبل از ۱۸۸۹ توسط روانشناسی به نام ِ ماکس دسویر ) ( Max Dessoirایجاد شده بود . به این حال جی . بی. رینه ( J.B. Rhine ) در دههٔ ۱۹۳۰ این واژه را به منظور نشان دادن تغییر چشمگیر و اساسی به سمت روشهای آزمایشگاهی در مطالعهٔ پدیدههای روحی - روانی جایگزین واژهٔ تحقیقات روحی- روانی نمود .
تاریخچه:
جامعهٔ تحقیقات ِ روحی - روانی (SPR) در ۱۸۸۲ در لندن تأسیس شد . شکل گیری SPR اولین تلاش سیستماتیک و نظام مند برای سازمان دهی دانشمندان و محققان برای یک تحقیق منسجم و انتقادی از پدیدهای ماوراء الطبیعه بود. اولین اعضای SPR عبارت بودند از فیلسوفها، محققان، دانشمندان، معلمان و ساستمدارانی نظیر هنری سیدویک (Henry Sidgwick)، آرتور بالفور (Arthur Balfour)، ویلیام کروکس و چارلز ریچت. (Charles Richet)
SPR موضوعهای مورد مطالعه را به چندین قسمت طبقه بندی کرد: تله پاتی، هیپنوتیزم، پدیدهٔ ریچنباخ (Reichenbach`s phenomena)، ظهور روح (apparitions)، رفت و آمد ارواح (haunts) و جنبههای فیزیکی از روح گرایی نظیر واژگون شدن میز؟ (table – tilting) و یا ظاهر شدن چیزی از یک منبع ناشناخته یا به عبارت دیگر تجسد (مادی سازی) ( materalization ).
یکی از نخستین تلاشهای مشترک SPR سر شماری و طبقه بندی توهمها بود که در این راستا تحقیقاتی در زمینهٔ روح و توهم در افراد عاقل صورت دادند . این طبقه بندی اولین تلاش این انجمن در راستای ارزیابی آماری پدیدههای ماوراء الطبیعه بود . نتایج این تحقیقات که در کتاب « توهمهای زندگی » در سال ۱۸۸۶ منتشر شد همچنان به عنوان یکی از مقالههای قابل توجه در فراروانشناسی محسوب میشود. پس از آن SPR مدلی شد که انجمنهای مشابهی در کشورهای دیگر اروپا و آمریکا در اواخر قرن ۱۹ نیز به آن پرداختند . این انجمنها تا حد زیادی توسط روانشناس معروف ویلیام جیمز پشتیبانی شد و به این تریتب انجمن آمریکایی تحقیقات فیزیکی (American Society for Psychical) یا ASPR در ۱۸۸۵ در شهر نیویورک تأسیس شد. امروزه، SPR و ASPR همچنان به تحقیقات خود بر روی پدیدههای PSI ادامه میدهند . هدف SPR که در تمامی نشریهها بارها توضیح داده شدهاست عبارت است از: بررسی علمی، بدون پیش فرض و عاری از هر گونه تعصب آندسته از تواناییهای فکر بشر – واقعی یا فرضی – که در فرضیههای عموماً ً شناخته شدهٔ حال حاضرغیر قابل توضیح به نظر میرسد .
تحقیقات روحی - روانی اولیه :
جامعهٔ تحقیقات ِ روحی - روانی (SPR) در ۱۸۸۲ در لندن تأسیس شد . شکل گیری SPR اولین تلاش سیستماتیک و نظام مند برای سازمان دهی دانشمندان و محققان برای یک تحقیق منسجم و انتقادی از پدیدهای ماوراء الطبیعه بود. اولین اعضای SPR عبارت بودند از فیلسوفها، محققان، دانشمندان، معلمان و ساستمدارانی نظیر هنری سیدویک (Henry Sidgwick)، آرتور بالفور (Arthur Balfour)، ویلیام کروکس و چارلز ریچت. (Charles Richet)
SPR موضوعهای مورد مطالعه را به چندین قسمت طبقه بندی کرد: تله پاتی، هیپنوتیزم، پدیدهٔ ریچنباخ (Reichenbach`s phenomena)، ظهور روح (apparitions)، رفت و آمد ارواح (haunts) و جنبههای فیزیکی از روح گرایی نظیر واژگون شدن میز؟ (table – tilting) و یا ظاهر شدن چیزی از یک منبع ناشناخته یا به عبارت دیگر تجسد (مادی سازی) ( materalization ).
یکی از نخستین تلاشهای مشترک SPR سر شماری و طبقه بندی توهمها بود که در این راستا تحقیقاتی در زمینهٔ روح و توهم در افراد عاقل صورت دادند . این طبقه بندی اولین تلاش این انجمن در راستای ارزیابی آماری پدیدههای ماوراء الطبیعه بود . نتایج این تحقیقات که در کتاب « توهمهای زندگی » در سال ۱۸۸۶ منتشر شد همچنان به عنوان یکی از مقالههای قابل توجه در فراروانشناسی محسوب میشود. پس از آن SPR مدلی شد که انجمنهای مشابهی در کشورهای دیگر اروپا و آمریکا در اواخر قرن ۱۹ نیز به آن پرداختند . این انجمنها تا حد زیادی توسط روانشناس معروف ویلیام جیمز پشتیبانی شد و به این تریتب انجمن آمریکایی تحقیقات فیزیکی (American Society for Psychical) یا ASPR در ۱۸۸۵ در شهر نیویورک تأسیس شد. امروزه، SPR و ASPR همچنان به تحقیقات خود بر روی پدیدههای PSI ادامه میدهند . هدف SPR که در تمامی نشریهها بارها توضیح داده شدهاست عبارت است از: بررسی علمی، بدون پیش فرض و عاری از هر گونه تعصب آندسته از تواناییهای فکر بشر – واقعی یا فرضی – که در فرضیههای عموماً ً شناخته شدهٔ حال حاضرغیر قابل توضیح به نظر میرسد .
دوره راین :
در ۱۹۱۱ دانشگاه استنفورد به عنوان اولین نهاد علمی درآمریکا به منظور مطالعهٔ پدیدههای ادراک فراحسی (ESP) و روان–جنبشی (PK) در محیط آزمایشگاهی آغاز به کار کرد . رهبری این تحقیقات به عهدهٔ روانشناسی به نام ِ ژان ادگار کوور ( John Edgar Coover ) گذاشته شد. در ۱۹۳۰ دانشگاه دوک دومین موسسهٔ بزرگ آموزش آمریکا را برای مطالعات انتقادی ESP و PK در شرایط ِ آزمایشگاهی تأسیس کرد . رهبری این تحقیقات بر عهدهٔ ویلیام مک دوگال روانشناس معروف ) William McDougall ( و مشارکت دیگر اعضای دپارتمان از جمله روانشناسانی چون کارل زنر )Karl Zener )، ژوزف بی. راین Joseph B. Rhine و لوسیا ای . راین Louisa E. Rhine گذاشته شد . آزمایشات ESP بر روی محصلان دانشگاهی داوطلب آغاز شد . در مقابل رویکردهای تحقیقات روحی – روانی که اصولاً در جستجوی مدارک کیفی برای پدیدههای ماوراء الطبیعه بود، آزمایشها در دانشگاه دوک به شیوهٔ کمی – آماری و با استفاده از کارت وتاس و این قبیل چیزها صورت گرفت . به دنبال آزمایشهای ESP در دانشگاه دوک، روشهای آزمایشگاهی استاندارد برای بررسی ESP توسعه یافته و محققان زیادی از سرتاسر جهان از آن استقبال کردند. انتشار کتاب جی .بی .راین تحت عنوان « مرزهای جدید ذهن » در سال ۱۹۳۷ افکار عمومی را با یافتههای آزمایشگاهی آشنا کرد.
راین در کتابش واژهٔ فراروانشناسی را که ماکس دسویر ۴۰ سال پیش ابداع کرده بود برای توصیف تحقیقات انجام شده در دانشگاه دوک بکار برد و این وازه جا افتاد . راین همچنین آزمایشگاه ِ خودگردان فراروانشناسی را در داخل دانشگاه دوک بنا نهاد و همراه با مک دوگال نشریهٔ فراروانشناسی را ارائه کردند.
آزمایشهای فراروانشناسی در دیوک باعث به وجود آمدن انتقادهای فراوانی توسط روانشناسان علمی گردید . این روانشناسان مفاهیم و مدارک ESP را به چالش کشیدند . راین و همکارانش تلاش کردند تا به این انتقادها از طریق طراحی آزمایشها، مقالهها و کتبهای پاسخ دهند . آنها تمامی پاسخ هایشان را در کتاب «ادراک فراحسی پس از ۶۰ سال» جمع آوری کردند .پس از گذشت چند سال مدیریت انجمن دوک در زمینهٔ فراروانشناسی ضعیف شد و پس از بازنشستگی راین در ۱۹۶۵ پیوند فراروانشناختی با دانشگاه از هم گسست. راین پس از چندی بنیاد تحقیقات ماهیت بشر (FRNM) و موسسهٔ فراروانشناسی را به عنوان جانشین آزمایشگاه دوک تأسیس کرد . در ۱۹۹۵ به مناسبت صدمین سالگرد تولد راین ، FRNM به مرکز تحقیقات راین تغییر نام یافت . هم اکنون مرکز تحقیقاتی راین یک واحد تحقیقات ِ فراروانشناسی بوده که با هدف « کمک به تقویت وضعیت بشر از طریق ایجاد فهم علمی از آندسته تواناییها و حساسیتهایی که به ظاهر فرارت از محدودیتهای فضایی و زمانی معمول میباشند »، به کار خود ادامه میدهد .
تأسیس انجمن فراروانشناسی :
انجمن فراروانشناسی ( PA ) در دورهام، کارولینای شمالی در ۱۹ ژوئن ۱۹۵۷ تأسیس شد . ترکیب و ساختار آن توسط جی . بی . راین بر مبنای یک کارگاه فراروانشناسی که در آزمایشگاه سابق فراروانشناسی دانشگاه دوک بنا شده بود پیشنهاد شد . راین پیشنهاد کرد که گروه خود را به شکل یک هسته تحت عنوان یک جامعهٔ بین المللی - تخصصی فراروانشناسی در آورد . هدف سازمان همانطور که در متن اساس نامهٔ آن آمدهاست چنین اعلام شد : « پیشرفت فراروانشناسی به عنوان یک علم، جهت گسترش دانش این رشته و کامل کردن یافتههای دیگر شاخههای علم . » انجمن فراروانشناسی در سال ۱۹۶۹ تحت رهبری انسان شناس معروف مارگارت مید ) Margaret Mead (، قدمهای بلندی در راستای پیشرفت رشتهٔ فراروانشناسی برداشت . اوج این تحقیقات هنگامی بود که انجمن آمریکایی پیشرفت علم ( AAAS ) یعنی بزرگترین جامعهٔ علمی در جهان به همکاری با PA پرداخت .با این حال در ۱۹۷۹ فیزیکدانی به نام جان ویلر عنوان کرد که فراروانشناسی چیزی به جز یک شبه علم نبوده و AAAS بایستی در پذیرفتن PA و همکاری با این انجمن بازنگری کند . با این حال تلاشهای او برای حذف وابستگی این رشته با AAAS بی ثمر ماند. هم اکنون ، PA از حدود ۳۰۰ عضو از سراسر جهان تشکیل شدهاست که از AAAS حمایت میکنند. سالانه AAAS همایشی برگزار میکند که در آن فراروانشناسان میتوانند تحقیقات خود را در معرض دید دانشمندان رشتههای دیگر گذاشته و فعالیتهای فراروانشناسی را تحت نفوذ سیاستهای علمی AAAS ادامه دهند .
دههٔ افزایش تحقیقات ( دههٔ ۱۹۷۰ ) :
وابستگی انجمن روانشناسی ( PA ) به انجمن آمریکایی پیشرفت علم ( AAAS )، همراه با مطرح شدن عمومی پدیدههای روحی- روانی و اسرار آمیز در دههٔ ۱۹۷۰ منجر به افزایش تحقیقات فراروانشناسی طی این دوره شد .در همین راستا سازمانهای برجستهٔ دیگری نیز شکل گرفتند . سازمانهایی نظیر موسسهٔ فراروانشناسی و پزشکی ( ۱۹۷۰ )، موسسهٔ فراعلم ( ۱۹۷۱ )، موسسهٔ تحقیقات دین و روح، موسسهٔ علوم ادراکی – معرفتی، انجمن بینالمللی تحقیقات کیرلیان ( ۱۹۷۵ )، و آزمیشگاه تحقیقاتی بررسی فنی پدیدههای نامتعارف پرینستون ( ۱۹۷۹ ) . همچنین در همین زمان تحقیقات فراروانشناختی در موسسهٔ تحقیقاتی استانفورد ( SRI ) نیز صورت میگرفت . در مجموع قلمروی فراروانشناسی در این سالها گسترش یافت . در همین سالها بود که روانپزشکی به نام یان استیونسن ) Ian Stevenson ( بخش زیادی از تحقیقات جنجال برانگیز خودش را در زمینهٔ تناسخ انجام داد . روانشناسی به نام تلما موس ) Thelma Moss ( مشغول مطالعهٔ عکس برداری کریلیان )Kirlian photography ( در آزمایشگاه فراروانشناسی UCLA شد . نفوذ معلمان روحانی از آسیا و ادعای آنها مبنی بر ایجاد ِ تواناییهای خاص از طریق مدیتیشن ( تفکر، عبادت ) باعث شد تا تحقیقاتی بر حالتهای تغییر یافتهٔ هوشیاری صورت بگیرد . فیزیکدانی به نام راسل تارگ در ۱۹۷۴ اصطلاح مشاهده از راه دور را برای استفاده در برخی از کارهایش در SRI ابداع کرد. طی این دوره، توجه آکادمیهای بیرون از فراروانشناسی نیز به این موضع جلب شد . در ۱۹۷۹ طی آماری که از ۱۱۰۰ پروفسور دانشگاهی انجام شد معلوم شد که در آمریکا تنها ۲ ٪ از روانشناسان ادراک فراحسی را غیرممکن میدانستند. شمار بسیار بیشتری ( ۳۴ ٪ ) اظهار کردند که ESP را به عنوان یک واقعیت اثبات شده و یا ممکن قبول دارند . این درصد حتی در برخی مناطق بالاتر بود . ۵۵ ٪ دانشمندان علوم طبیعی ، ۶۶ ٪ دانشمندان علوم اجتماعی ( به استثنای روانشناسان )، و ۷۷ ٪ آکادمیهای هنر و علوم انسانی و آموزشی عقیده داشتند که تحقیقات ESP ارزش بررسی دارند .
موج تحقیقات ماوراء الطبیعه طی دهه ی ۱۹۷۰ادامه یافت و به دههٔ ۱۹۸۰ کشیده شد . در انتهای دههٔ ۱۹۸۰، انجمن فراروانشناسان گزارش داد که در بیشتر از ۳۰ کشور جهان اعضای مشغول به کار دارد . علاوه براین، تحقیقاتی جدا از PA در اروپای شرقی و شوروی سابق صورت گرفت .
فراروانشناسی در حال حاضر :
از دههٔ ۱۹۷۰، تحقیقات ِ فراروانشناسی معاصر در آمریکا به طور قابل توجهی کاهش یافت. تحقیقات اولیه پس از بررسی مجدد بی دقت و بدون نتیجه در نظر گرفته شد و فراروانشناسان با مخالفت شدید همکاران آموزشی شان مواجه شدند. برخی اثرات نظیر عکس برداری کیرلیان که ماورا طبیعه و نامتعارف پنداشته میشد، تحت شرایط کنترل شدهٔ دقیق تر لو رفت و عمر نظریه شان به پایان رسید . همچنین بسیاری از آزمایشگاههای دانشگاهی در آمریکا بسته شد. دلیل این مساله، فقدان استانداردهای لازم برای پذیرش توسط جریان کلی علم عنوان شد. در نتیجه فراروانشناسی به موسسههای خصوصی با منابع خصوصی محدود شد. پس از ۲۸ سال تحقیق، آزمایشگاه تحقیقات بررسی فنی پدیدههای نامتعارف پرینستون در سال ۲۰۰۷ به تحقیقات خود پایان داده و اعلام بازنشستگی کرد. با این حال دو دانشگاه در آمریکا همچنان جان سختی میکنند و دارای آزمایشگاههایی برای فراروانشناسی هستند . آنها تحقیقات را بین خود بدین شکل تقسیم کردهاند که حوزه روانپزشکی – پزشکی دانشگاه ویرجینیا به مطالعهٔ امکان بقای خودآگاهی پس از مرگ میپردازد، و آزمایشگاه وریتاس دانشگاه آریزونا تحقیقات ِ آزمایشگاهی واسطهها ( میانجیها ) را هدایت میکند .همچنین چندین موسسهٔ خصوصی، از جمله موسسهٔ علوم ادراکی – معرفتی، به ترویج تحقیقات فراروانشناختی میپردازند.
در اروپا نیز بریتانیا با تأسیس آزمایشگاههای خصوصی در دانشگاه ادینبرا، نورت هامپتون و لیورپول مطالعات فراروانشناسی را دنبال میکند . تحقیقات فراروانشناختی همچنین توسط دیگر شاخههای فرعی روانشناسی نیز دنبال میشود. این شاخهها عبارت ست از روانشناسی انتقال شخصیتی (transpersonal psychology) که جنبههای به اصطلاح متعالی یا روحانی ذهن بشر را مطالعه میکند و روانشناسی غیرمتعارف که به بررسی باورهای نامتعارف و ماورا الطبیعه و تجربیات ذهنی غیر عادی در قالب روشهای روانشناسی سنتی میپردازد .
این عکس هم که برای این پست پیوست شده :
آزمایشات اولیه فراروانشناسی در سالهای اولیهٔ خود از کارتهای زندر استفاده میکردند که سعی در آزمودن تواناییهای ارتباط تلپاتی داشتند.

ahmad saffar benis